شمس الدين حافظ
49
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
استقبال شده است از غزلى از عراقى همدانى كه مصراع نخست مطلع ، اينست : « به يك گرو كه دو چشمت بر ابروان انداخت . كليات عراقى ، سعيد نفيسى ، ص 145 - ( كتابخانهء سنائى ) چاپ چهارم - تهران » . مصرع دوم مطلع غزل عراقى : « . . . هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت » . همان كتاب و همان صفحه . حافظ ق ، غ : خوى كرده مىروى بچمن ( « كى شدى به چمن » به سبب ارتباط معنوى با مصرع دوم و هم زمان بودن فعل « كى شدى » و « انداخت » ، بر « مىروى به چمن » ترجيح دارد . « اديب برومند - غزليات حافظ » ) . - در نسخ پير حسين كاتب و ، خانلرى و . . . كى شدى به چمن آمده است . مصراع دوم بيتى از آن غزل عراقى : « . . . زبان لطف توأم باز در گمان انداخت » همانجا . حافظ ق ، غ : نسبتش كردم ( نسخ پير حسين ، خانلرى و ، اديب برومند : « كردند » ) . . . . لب تو ناطقه را سنگ در دهان انداخت . سيف فرغانى .